هانه
همیشه بهانهها از شرایط و تقدیر و چشم شور مردم، راحتترین و افتضاحترین دلیل ما تنبلها برای نرسیدن هست.
انتخاب با من بود که تا لنگ ظهر روز تعطیل بخوابم و از بوی گوگرد تیز بر همسایهها رنج ببرم یا اینکه صبح زود از خونه بزنم بیرون به دل طبیعت و از بوی گل و بلبل و مسیر رسیدن به قله لذت ببرم.
بهانهها مثل چسبی روی زخممو پنهان میکنند اما خودم میدونم که با این چیزا حال درونم خوب نمیشه و فقط دارم خودمو گول میزنم و پیر میشم..
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۳ساعت 11:52  توسط دیوی
|