نامه‌های زیبای دست‌نویس

دیوی در جستجوی آنه

گم شدن

از اونجایی که من بسیار عاقلم! هر وقت میخوام بدونم که چندم هست و چند شنبست تایپ میکنم تایم دات آی آر و وارد سایت ساعت و تقویم ایران میشم. زمان رو که پیدا کردم در این سایت، جمله ای از بزرگان میخونم و دوباره گم میشم. آخه خیلی جمله هاش قشنگه. خوراک گم شدنه. گم شدن؛ این پنج حرفی مثل کهکشانی می مونه که خیلی حرف ها داخلش هست درست مثل چشمهات. اینکه در دنیای تو گم بشوم و وقتی درست و حسابی گم شدم تو دستم را بگیری. یک سوال. راستی در دنیای تو ساعت چند است؟ 

از جمله های گم شدنی تایم:

چرا از آخرین روز زندگیت می هراسی؟ بیش از روزهای دیگر در مرگت سهیم نیست. آخرین گام خستگی نمی آورد، تنها خستگی را آشکار می کند. میشل دو مونتینی

یا این جمله از مارتین لوتر کینگ جونیور:

تاریکی نمی تواند ما را از تاریکی برهاند، تنها نور می تواند. نفرت نمی تواند ما را از نفرت برهاند، تنها عشق می تواند.

مارتین این جمله را در یک سخنرانی با عنوان "من رویایی در سر دارم" گفت و فردایش با یک تیر در آمریکا برای همیشه به دنیای گم شدگان پیوست.

آمریکایی ها متخصصند که شما را در زمان گول بزنند، با آدمهایشان در ایران، هواپیمایی را نابود کنند و خیلی زود پیروزی بزرگتان با فرماندهی سردار قاسم سلیمانی را از حافظه ها پاک کنند.

ممنون که با خواندن این نوشته فکر میکنید و گم میشوید

[در آغوش من :)]

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۸ساعت 1:0  توسط دیوی  |