نامه‌های زیبای دست‌نویس

دیوی در جستجوی آنه

خوش بودی اگر بودی؛ بوییش ز خوش‌رویی

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد [غنچه دهانت به چه کسی این نعمت را خواهد داد که معاشقه کند]

ای شاخه گل رعنا از بهر که می‌رویی [ای زیبا مانند شاخه گل حواست هست برای خاطر چه کسی می‌رویی؟] . حافظ

پشت درب درمانگاه بیمارستان با کلی از بیماران و همراهان اُرتوپدی نشسته‌ و ایستاده بودیم منتظر دکتران عزیز بیایند.

میان بیش از دویست آدم ناراحت و کم حوصله، مردی خوشرو و مهربان با بیشتر بیماران صحبت میکرد، روحیه میداد و میخندید.

خودش روی ویلچر بود و میگفت چندماهیست بعد از تصادف، هیچ حسی از کمر به پایین ندارد و قطع نخاع شده..

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر ۱۴۰۳ساعت 22:41  توسط دیوی  |