نامه‌های زیبای دست‌نویس

دیوی در جستجوی آنه

او یک پیانیست است

و من مثل کلید های کناری پیانو، غریب افتاده ام گوشه این آهنگ زندگی. دستت را به من برسان صاحبم و با سر انگشتان معجزه گرت دلم را آزاد کن..

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:25  توسط دیوی  | 

best

وقتی هر چی بخوای بهت میده؛ پس بهترینشو بخواه! 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 20:56  توسط دیوی  | 

Divirus

حتی اگر میشد این کلمه ها را ماسک زد باز هم نمیشد از تو ننوشت

خواستم از تو بنویسم 

برف ها آب شد

بهار شد

خواستم از تو بنویسم

شکوفه ها باز شد

شهر سکوت شد

عشق آغاز شد

تو در کلمه کلمه ی نفس نوشته ها شیوع پیدا کردی

و عالم را قرنطینه خودت کردی

و چه باطل فکر میکرد آنکس که تنها دنیا را اسیر کرونا میدید

دنیای من که سالهاست اسیر چشمان توست

و چه خوش است حال زندانی چشمت 

خواستم از تو بنویسم

آدم قرنطینه شد 

حوا بارانی شد

دنیا بیمار شد

خواستم از تو بنویسم

عالم دیوانه شد

ننوشتم

دیوی 

آنه

نشد

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:13  توسط دیوی  |