Divirus
حتی اگر میشد این کلمه ها را ماسک زد باز هم نمیشد از تو ننوشت
خواستم از تو بنویسم
برف ها آب شد
بهار شد
خواستم از تو بنویسم
شکوفه ها باز شد
شهر سکوت شد
عشق آغاز شد
تو در کلمه کلمه ی نفس نوشته ها شیوع پیدا کردی
و عالم را قرنطینه خودت کردی
و چه باطل فکر میکرد آنکس که تنها دنیا را اسیر کرونا میدید
دنیای من که سالهاست اسیر چشمان توست
و چه خوش است حال زندانی چشمت
خواستم از تو بنویسم
آدم قرنطینه شد
حوا بارانی شد
دنیا بیمار شد
خواستم از تو بنویسم
عالم دیوانه شد
ننوشتم
دیوی
آنه
نشد
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:13  توسط دیوی
|