تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرینی
گفتم خدایا شکرت. از سرم دود بلند شد. دیو چراغ جادوم بین خواب و بیداری نیمه های شب ظاهر شد. گفت سه تا هدف بگو با این شرایط که :
- دست یافتنی باشه
- تاریخ تعیین کن
- و چند تا علت بگو چرا باید بهشون برسی؟
و یقین داشته باش با مدد الهی به اونها میرسی. گویی اجبار راه تازه ایست بر رستگاری ما تنبلها. گفتم:
- ساخت بازوی صنعتی یا ربات های کارگر تا پایان شهریور 1400 به خاطر اینکه من باید صنعت را از نو جور دیگر دلخواهی بسازم- مفید باشم-بنظرم بهترین کاریست که میتوانم بکنم
- قبولی مکانیک ارشد شریف در کنکور 1400 تا از بهترین اساتید علم بیاموزم- شریفی نشده و ناکام از دنیا نروم- مسیر بهتریست برای ساختن آینده
- خوندن کتاب قرمز واژگان آکسفورد در تابستان 1399 برای قوی تر و باسواد تر شدن در زبان- استفاده از منابع خارجی- گرفتن مدرکهای بین المللی
دیو جادویی شنید و دود شد رفت آسمان تا برساند ما را به خواسته هامان. دعوت میکنم از شما عزیزانی که اینجارو میخونید تا همچین حرکتی بزنید. دیو چراغ جادوتون صدا بزنید. هدفها، تاریخ و علت انتخابشون رو بنویسید و جلوی چشمان قشنگتون بگذارید. امیدوارم که با انگیزه های بیشتری تلاش کنیم تا به زندگی زیباتری برسیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 2:11  توسط دیوی
|