دیوی در باشگاه
وزنه ها سنگین بود. بدنم خالی کرد. دراز کشیدم روی یکی از دستگاه ها و خوب باشگاه رو تماشا کردم. پر از روشنایی، دور تا دورش آیینه های قدی بزرگ چیده بودن. آدما دوپس دوپس وزنه میزدن. معمولا تغییرات در اندازه اندام ماه ها طول میکشه. اما اونا مدام به خودشون نگاه میکردن با اینکه میدونستن در همه ی چند ساعتی که تمرین میکنن هیچ تغییری نمیکنن. قبل حرکت، موقع انجام حرکت و بعد حرکت. بیشترشون درشت و خوش هیکل بودن. گویا سالها خودشون توی آیینه، ریز دیده بودن.
کاش میشد فراتر رفت از زیبایی اندام. وقتی شبا سر میذاریم رو بالشت و اتاقمون میشه ظلمات. یه نگاهم به خود واقعیمون بندازیم. شاید تونستیم خودمون پیدا کنیم. حرکتهای اشتباهمون در طول روز ببینیم. آخ چی میشد اگر آیینه دلمون پاک بود..
پی نوشت: این نوشته رو باید بفرستم اون شرکت شیشه پاک کنه که توی تبلیغاتش میگفت: پیس پیس - پی ی ی ش ت . برای تبلیغات جدیدش. بگه آیینه دلت رو پاک کن! پیس پیس - بووووس
برچسبها: باشگاه بدنسازی, گل اندام, آیینه دل, شیشه پاک کن