بیراهه چشمات برم
خسته از مسیر پاکوب. فکر کردم که مسیر دیگری و بهتری باید باشد. زدم به بیراهه چشمک زن. بعد از نیم ساعت در گمراهی چشمم افتاد به راهنما به ردپا و پشکل گوسپندان. فهمیدم مسیری که آمدم درست است و بهترین. مسیر محلیهای همانجا بود.
+کاش بعضی مدرکداران گوسپند ، اندازه پشکل، راهنمای خوبی باشند..
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 20:25  توسط دیوی
|